مقاله تحقيق ارشد
سايت دانلود متن كامل پايان نامه مقاله تحقيق ارشد
دانشگاه آزاد اسلامي 
گروه روانشناسي
مقايسه باورهاي غيرمنطقي اساسي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي
پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي ارشد در رشته روانشناسي باليني
شهريور ماه ۱۳۹۴

براي رعايت حريم خصوصي نام نگارنده و استاد راهنما در سايت درج نمي شود
(در فايل دانلودي نام نويسنده و استاد راهنما موجود است)
تكه هايي از متن پايان نامه به عنوان نمونه :
(ممكن است هنگام انتقال از فايل اصلي به داخل سايت بعضي متون به هم بريزد يا بعضي نمادها و اشكال درج نشود ولي در فايل دانلودي همه چيز مرتب و كامل است)
چكيده
هدف از اين پژوهش مقايسه باورهاي غيرمنطقي اساسي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي بود. روش پژوهش مورد استفاده در اين تحقيق علي- مقايسه اي است. جامعه آماري اين پژوهش كليه دانشجويان حاضر در خوابگاه هاي دانشگاه تهران در سال تحصيلي ۹۳ -۹۴ بودند. نمونه اين پژوهش شامل ۱۰۰ نفر از دانشجويان داراي اختلالات افسردگي و اضطرابي بود، كه به صورت نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از پرسشنامه باورهاي غيرمنطقي جونز، طرحواره يانگ (فرم كوتاه) و پرسشنامه بهزيستي رواني ريف استفاده شد. براي تحليل يافته ها از روش تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) استفاده شد. براساس يافته ها، بين دو گروه دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي از نظر باورهاي غيرمنطقي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني تفاوت معناداري وجود دارد (۰۰۱/۰P<). دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي به علت مشكلات روانشناختي و نگرش منفي نسبت به وضعيت بدني خود، طرحواره هاي ناسازگار اوليه بيشتري داشته و به دليل نوع نگرشي كه به وضعيت خود دارند از سطح پائيني از بهزيستي رواني برخوردارند و باورهاي منطقي فرد به توانايي خود در پيشگيري از اين مشكلات يا كنترل آن كمك مي كند.
كلمات كليدي: باورهاي غيرمنطقي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه، بهزيستي رواني دانشجويان، افسردگي و اضطراب.
فهرست مطالب
فصل اول: مقدمه و گستره ي مسئله مورد پژوهش.... ۱
۱-۱- مقدمه. ۲
۱-۲- بيان مسئله. ۴
۱-۳- ضرورت و اهميت تحقيق.. ۹
۱-۴- اهداف پژوهش.... ۱۰
۱-۴-۱- هدف كلي.. ۱۰
۱-۴-۲- اهداف اختصاصي.. ۱۰
۱-۵- سوالات يا فرضيه پژوهش.... ۱۰
۱-۶- تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها ۱۱
۱-۶-۱- افسردگي.. ۱۱
۱-۶-۲- اضطراب.. ۱۱
۱-۶-۳- بهزيستي رواني.. ۱۱
۱-۶-۴- باورهاي غيرمنطقي.. ۱۲
۱-۶-۵- طرحواره هاي ناسازگار اوليه. ۱۲
فصل دوم: گستره ي نظري و پيشينه پژوهش... ۱۳
۲-۱- باور منطقي.. ۱۴
۲-۲- باور غيرمنطقي.. ۱۴
۲-۲-۱- ويژگي باورهاي غيرمنطقي.. ۱۵
۲-۲-۲- انواع باورهاي غيرمنطقي اليس.... ۱۵
۲-۳- بايد ها ۲۱
۲-۴- طرحواره هاي ناسازگار اوليه. ۲۱
۲-۴-۱- مفهوم طرحواره. ۲۱
۲-۴-۲- طرحواره هاي شناختي و ناخودآگاه در روان تحليل گري: ۲۳
۲-۴-۳- طرحواره ها در سيستم شناختي.. ۲۴
۲-۴-۴- طرحواره هاي ناسازگار اوليه و حوزه هاي مرتبط با آن ها ۲۶
۲-۴-۵- ارتباط طرحواره ها و افسردگي و اضطراب.. ۳۲
۲-۵- بهزيستي روان شناختي.. ۳۳
۲-۵-۱- نظريه‌هاي بهزيستي رواني.. ۳۵
۲-۵-۱-۱- مدل تعادل پويا ۳۵
۲-۵-۱-۲- الگوي ويسينگ و وان ايدن.. ۳۵
۲-۵-۱-۳- نظريه ي ناهمخواني.. ۳۶
۲-۵-۱-۴- نظريه ي هدف غايي.. ۳۷
۲-۶- افسردگي.. ۳۷
۲-۶-۱- نظريه هاي افسردگي.. ۳۷
۲-۶-۱-۱- مدل پرخاشگري دروني شده. ۳۷
۲-۶-۱-۲- فقدان عزت نفس و افسردگي: ۳۸
۲-۶-۱-۳- افسردگي و تقويت... ۳۸
۲-۶-۱-۴- مدل شناختي.. ۳۹
۲-۷- اضطراب.. ۳۹
۲-۸- پيشينه پژوهش هاي انجام شده در ايران: ۴۱
۲-۹- پيشينه پژوهش هاي انجام شده در كشورهاي ديگر. ۴۴
فصل سوم: روش شناسي پژوهش... ۴۷
۳-۱- روش پژوهش.... ۴۸
۳-۲- جامعه پژوهش.... ۴۸
۳-۳- نمونه پژوهش و روش نمونه گيري.. ۴۸
۳-۴- ابزارهاي پژوهش.... ۴۸
۳-۴-۱- پرسشنامه فرم كوتاه يانگ... ۴۸
۳-۴-۱-۱- اعتبار و پايايي پرسشنامه يانگ... ۴۹
۳-۴-۲- پرسشنامه باورهاي غيرمنطقي (IBT) 50
۳-۴-۳- مقياس بهزيستي رواني ريف ((SPWB.. 50
۳-۴-۴- افسردگي بك (BDI) 51
۳-۴-۴-۱- روايي و پايايي آزمون افسردگي بك... ۵۱
۳-۴-۵- پرسشنامه اضطراب بك (BAI) 52
۳-۴-۵-۱- روايي و پايايي آزمون اضطراب بك... ۵۲
۳-۵- روش اجرا و جمع آوري داده ها ۵۳
۳-۶- روش تجزيه و تحليل آماري داده ها ۵۳
فصل چهارم: يافته هاي پژوهش... ۵۴
۴-۱- مقدمه. ۵۵
۴-۲- نتايج توصيفي تحقيق (جداول يك بُعدي) ۵۵
۴-۲-۱- توزيع فراواني پاسخ گويان برحسب سن.. ۵۵
۴-۲-۲- توزيع فراواني پاسخ گويان برحسب مقطع تحصيلاتي.. ۵۵
۴-۲-۳- توزيع فراواني پاسخ گويان برحسب وضعيت تاهل.. ۵۶
۴-۳- يافته هاي توصيفي.. ۵۷
۴-۴-   تحليل هاي آمار استنباطي.. ۶۱
۴-۵-   بررسي فرضيه هاي پژوهش.... ۶۲
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري. ۶۷
۵-۱- مقدمه. ۶۸
۵-۲- خلاصه تحقيق.. ۶۸
۵-۳- نتيجه حاصل از يافته هاي توصيفي.. ۶۹
۵-۴- نتيجه گيري حاصل از آزمون فرضيات.. ۷۰
۵-۴-۱- فرضيه هاي تحقيق.. ۷۰
۵-۴-۲- بحث و نتيجه. ۷۵
۵-۵-   محدوديت هاي تحقيق.. ۷۶
۵-۵-۱- محدوديت هاي در اختيار پژوهشگر. ۷۶
۵-۵-۲- محدوديت هاي خارج از اختيار پژوهشگر. ۷۶
۵-۶-   پيشنهادات.. ۷۷
مراجع    78
پيوست ها ۸۷
پيوست ۱..................................................................................................................................................................... ۸۶
پيوست ۲..................................................................................................................................................................... ۹۰
پيوست ۳..................................................................................................................................................................... ۹۷
پيوست ۴................................................................................................................................................................. ۱۰۴

۱-۱-   مقدمه

افسردگي[۱] يكي از شايع ترين اختلال هاي خلقي محسوب شده كه زندگي افراد را به شيوه هاي گوناگون تحت تاثير قرار مي دهد، به گونه اي كه منجر به اختلال در عملكرد، كار و روابط فرد با ديگران مي شود و زندگي وي را به مخاطره مي اندازد. افسردگي با احساس ناراحتي و بيچارگي و با علائمي همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، كاهش ميل جنسي، عدم تمايل به انجام فعاليت هاي روزمره، كندي جريان فكر، احساس گناه، خجالت، محكوم كردن خود و بيزاري از خويش و كاهش روابط اجتماعي همراه است. علاوه بر اين، افسردگي مي تواند مزمن و عود كننده باشد، چنان كه با وجود اثربخشي رويكرد هاي درماني، بين نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زماني دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره ديگري از افسردگي مبتلا مي شوند (چاد[۲]، به نقل از بانهوفر[۳]، ۲۰۰۹).
اضطراب[۴] به منزله بخشي از زندگي انسان هاست كه حد متعادلي از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخي سازش يافته براي محرك هاي دروني و بيروني تلقي مي شود؛ به طوري كه اگر نباشد، زندگي عادي انسان را مختل مي سازد. اضطراب در پاره اي از مواقع سازندگي و خلاقيت در فرد پديد مي آورد، امكان تجسم موقعيت ها و سلطه بر آن ها را فراهم مي سازد و او را براي مواجه شدن با مسئوليت هاي مهمي مانند آماده شدن براي امتحان يا پذيرفتن وظيفه اجتماعي بر مي انگيزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار مي كند تا به موقع از خواب بيدار شود و سر كارش حاضر باشد، هنگام رانندگي خوابش نبرد، از پول و اشياي قيمتي خود مراقبت كند و براي كارهاي مهم زندگي اش برنامه ريزي نمايد (بيابانگرد، ۱۳۸۳).
بنابراين اضطراب به منزله بخشي از زندگي هر انسان، يكي از مؤلفه هاي ساختار شخصيت وي را تشكيل مي دهد و از اين زاويه است كه پاره اي از اضطراب هاي كودكي و نوجواني را مي توان بهنجار دانست و تأثير مثبت آن ها را بر فرايند زندگي پذيرفت، چرا كه اين فرصت را براي افراد فراهم مي آورد تا مكانيزم هاي سازشي خود را در راه مواجهه با منابع تنيدگي زا و اضطراب انگيز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پديده اي نابهنجار و مرضي نيست؛ چنانكه در تعريف آن گفته شده: «اضطراب، واكنش فطري و بهنجار به يكي از اين دو امر است: تهديدي كه متوجه شخص، نگرش ها يا حرمت خود او مي شود؛ به فقدان افراد يا چيزهايي كه مايه اطمينان و امنيت او مي باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، يعني جنبه مزمن و مداوم بيابد، نه تنها پاسخ سازش يافته نيست؛ بلكه منبع شكست، سازش نايافتگي و استيصال گسترده اي مي شود كه فرد را از بخش عمده امكاناتش محروم مي كند و انواع اختلال هاي اضطرابي را كه از اختلال هاي شناختي و بدني، تا ترس هاي ناموجه و وحشت زدگي ها گسترده اند، به وجود مي آورد. از طرفي پيچيدگي هاي جاري تمدن، سرعت تغييرات و بي توجهي به مذهب و ارزش هاي خانوادگي، براي افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب هاي تازه اي به وجود آورده و در اين ميان، زنان كه توان كمتري دارند، آسيب بيشتري مي بينند (كاستلو[۵]، به نقل از هاتون[۶]، ۲۰۰۶).
اليس به عنوان يك روانشناس و صاحب نظريه درمان عقلاني- هيجاني، معتقد است فرد ضمن قبول نكردن واقعيت و جذب شدن در فرايند باورهاي غيرمنطقي[۷] در برتري جويي مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شديد مي شود كه اغلب آن را اختلال عاطفي مي ناميم. به عقيده وي توسل به اين عقايد، به اضطراب و ناراحتي رواني منجر مي شود. وقتي كه فرد به چنين عقايدي توسل مي جويد در نگرش و برداشت هاي خود شديداً بر اجبار الزام و وظيفه تاكيد دارد و اگر خود را از اين قيدها براند به احتمال قوي در جهت سلامت و رشد شخصيت حركت خواهد كرد. اليس اضطراب و اختلالات عاطفي را نتيجه طرز تفكر غيرمنطقي و غيرعقلاني مي داند و به نظر او افكار عواطف، واكنشهاي متفاوت و جداگانه اي نيستند. از اين رو تا زماني كه تفكر غيرمنطقي جريان دارد اختلالات عاطفي نيز به قوت خود باقي خواهند بود. انسان اختلالات و رفتار غير منطقي اش را از طريق بازگو كردن آنها براي خود تداوم مي بخشد به نظر اليس فردي كه خود را اسير و گرفتار افكار غيرمنطقي مي كند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستي و رخوت مفرط، عدم كنترل و ناچاري قرار مي دهد. انسان به وسيله اشياء خارجي مضطرب نمي شود بلكه ديدگاه و تصوري كه او از اشياء دارد موجب نگراني و اضطرابش مي شوند. تمام مشكلات عاطفي افراد از تفكرات جادويي و موهومي آنها سرچشمه مي گيرد كه از نظر تجربي معتبر نيستند (اليس، ۱۹۹۹).
طرحواره هاي ناسازگار اوليه[۸] درون مايه ها يا الگوهاي فراگير و عميقي درباره خود و ديگران هستند كه به شدت ناكارآمد هستند. اين طرحواره ها از خاطرات، هيجان ها، شناخت ها و احساسات بدني تشكيل شده اند كه طي دوران كودكي يا نوجواني پديد آمده و در طول زندگي پيچيده تر مي شوند و نقش عمده اي در چگونگي تفكر، احساس و ارتباط با ديگران ايفا مي كنند. (يانگ[۹]، كلوسكو[۱۰]، ويشار؛ ترجمه حميد پور، ۱۳۹۳)
مفهوم بهزيستي[۱۱] و عوامل مرتبط به آن از ديرباز مورد توجه مطالعات انساني بوده است و ديدگاه ها و نظريات گوناگوني در اين زمينه وجود داشته است. علاقمندي پژوهشي بي شماري درباره توصيف وضعيت بهزيستي رواني دانشجويان در كشورهاي مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختي بيشتر بر روي بيماري هاي رواني تمركز داشته است و همچنين بيشتر به درمان توجه كرده است. به عبارتي ديگر تعريف سلامت مترادف با فقدان بيماري رواني و علائم مرتبط با آن تلقي مي شده است. از دهه ۱۹۸۰ به بعد در تعريف سلامت تغييرات زيادي بوجود آمد. روانشناسي سلامت تنها به جنبه هاي منفي و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلكه همانطور كه در تعريف سازمان جهاني بهداشت وجود دارد؛ به جنبه هاي مثبت سلامت و تقويت آن ها نيز توجه دارد؛ بنابراين فردي واجد شرايط سلامت است كه از جنبه هاي اجتماعي، رواني و زيستي در شرايط مطلوبي قرار داشته باشد. ويژگي مهم رواني كه فرد واجد سلامت، مي بايست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزيستي است. بهزيستي رواني[۱۲] به طور گسترده اي مورد بررسي و به روشهاي مختلفي مفهوم سازي شده است. آنها همچنين بهزيستي را احساس مثبت و احساس رضايتمندي عمومي از زندگي مي دانند كه شامل خود و ديگران در حوزه هاي مختلف خانواده و شغل است (مايرز و دينر[۱۳]، به نقل از بهزادنيا، ۱۳۸۹). با توجه به نكات ذكر شده و اينكه باورهاي غيرمنطقي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني در افراد افسرده و اضطرابي متفاوت عمل مي كنند، تفاوت اين عوامل بين افراد افسرده و اضطرابي در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي گيرد. بنابراين پژوهش حاضر به دنبال مقايسه باورهاي غيرمنطقي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني دانشجويان با علائم افسردگي و علائم اضطرابي است.

۱-۲-   بيان مسئله

دانشجويان، هوشمندان برگزيده و اميده آينده هر جامعه اي محسوب مي شوند. اضطراب و افسردگي كه شايعترين انواع نابساماني هاي رواني را تشكيل مي دهند، گر چه توانمندي هاي هوشي را مختل نمي كنند، اما با كاهش تمركز حواس، اشتغالات ذهني وقت گير و مزاحم، بي حوصلگي، تحريك پذيري، بي قراري، بي خوابي و ... نظير موريانه اي موذي و آزاردهنده توان علمي و قدرت خلاقه و سازنده دانشجو را مي جوند (سلماني، ۱۳۸۸). تشخيص، درمان و به ويژه پيشگيري از بروز اين اختلالات و كوشش در جهت كاهش عوامل محيطي موجد اضطراب و افسردگي، نقش مهم و با ارزشي در سالم تر كردن محيط دانشگاه ها و افزايش كارايي نسل آينده متخصصين جامعه خواهد داشت.
اختلال خلقي، اصطلاحي است كلي و مربوط به اختلال رواني كه در آن آشفتگي اساسي در خلق، مشاهده مي‌شود. اختلالات خلقي در طيف وسيعي مي‌گنجد كه در يك طرف آن، افسردگي يا خوشي خفيف و كوتاه‌مدت و در طرف ديگر آن، افسردگي‌هاي هذياني شديد يا شيدايي قرار دارد. خلق، وضعيت هيجاني دروني فرد است كه مقطع طولاني تري از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه هاي مختلف زندگي حكاكي كرده و تمامي وضعيت رواني بيمار را تحت‌الشعاع قرار مي دهد. عاطفه، تظاهر خارجي هيجانات است و برهه كوتاهي از زمان را دربرگرفته و معمولا با كلام و فكر بيمار همراه است. طبقه تشخيصي اختلالات خلقي در DSM-V در راهنماي جديد به دو طبقه‌ي مجزاي اختلالات دو قطبي و اختلالات مرتبط با آن و اختلالات افسردگي تقسيم شده است (DSM-V، ترجمه گنجي، ۱۳۹۴).
افسردگي، رايج‌ترين اختلال رواني است كه اخيرا به شدت رو به افزايش نهاده است. تقريبا همه، حداقل به صورت خفيف احساس افسردگي كرده‌اند. احساس دمغي، بي‌حوصلگي، غمگيني، نااميدي، دلسردي و ناخشنودي همگي از تجربيات افسردگي رايج هستند. اين حالت را افسردگي بهنجار مي گويند. زن‌ها خيلي بيشتر از مردها دچار افسردگي مي‌شوند. علت آن روشن نيست، اما به نظر بسياري از متخصصان، عوامل فرهنگي و به‌ ويژه محروميت ها و محدوديت‌ هاي اجتماعي زياد در مورد زنان، يكي از علل اساسي است. ارائه تعريف افسردگي آسان نيست، چرا كه پيشنهاد تعريفي كه مورد پذيرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گيرد، غيرممكن مي‌باشد. حال به برخي از تعاريف عمده افسردگي اشاره مي‌كنيم. افسردگي، به منزله يك بيماري خلق‌وخو يا اختلال كنش خلق ‌و خو است. افسردگي، نشانگاني است كه تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بيان لفظي يا غير لفظي عواطف غمگين، اضطرابي و يا حالت ‌هاي برانگيختگي نشان داده مي‌شود. افت گذرا يا مداوم تنود عصبي- رواني كه به صورت يك مؤلفه بدني مانند سردرد، بي اشتهايي، يبوست و كاهش فشار خون و يك مؤلفه رواني مانند غمگيني، ناتواني و احساس به پايان رسيدن نيرو نمايان مي‌شود. سقوط غيرقابل توجيه تنود حياتي: اين حالت در حيطه بدني با خستگي دائم آشكار مي‌شود. در حيطه شناختي به صورت پراكندگي دقت و مشكل كوشش فكري و در حيطه عاطفي به شكل حالتي ماليخوليايي كه با هشياري فرد نسبت به ناتوانمندي واكنش همراه است، آشكار مي‌شود (بارت[۱۴]، اكسمن و گربر[۱۵]، به نقل از بك [۱۶] و الفورد[۱۷]،۲۰۰۳).
اضطراب حالت هيجاني نامطلوبي است كه معمولاً با احساس دردناك و طولاني بيم و نگراني همراه مي باشد. سطح معيني از اضطراب نه فقط براي رويارويي با خطر، برنامه ريزي كردن، مطالعه كردن، هشيار بودن در هنگام امتحان، احتياط در هنگام رانندگي و ... ضروري است، بلكه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقي بماند، مي تواند بسيار مفيد و حتي لذتبخش هم باشد (بيابانگرد، ۱۳۸۳). با اين حال در وراي اين سطح معين، اضطراب نقش انطباقي خود را از دست مي دهد و همراه با رنجي مي گردد كه به زحمت ميتوان آن را تحمل كرد. اين حالت يك اضطراب بيمارگونه است. اين نوع اضطراب است كه استعدادها را تخريب مي كند، مشكلاتي در تمركز و حافظه به بار مي آورد. در پنجمين ويراست راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني DSM-V)) بين تمامي اختلالات رواني، اختلالات اضطرابي احتمالا شايعترين آنها است. طبق تخمين انستيتو ملي بهداشت رواني ايالات متحده امريكا قريب به پانزده ميليون نفر در امريكا از نوعي اختلالات اضطرابي در رنج هستند (كاستلو، به نقل از هاتون، ۱۳۸۴).
در طول دهه هاي اخير تمركز مطالعات و تحقيقات در زمينه درك و مفهوم سازي جنبه هاي روانشناسي مثبت نگر از جمله بهزيستي رواني و همچنين يافتن شيوهاي دستيابي به آنها، دلايل ايجاد و نيز تداوم اين ويژگيها، به طور فزاينده اي رو به رشد است. در همين راستا روانشناسان برجسته اي از جمله ريف بر مفهوم سازي و عوامل مرتبط با بهزيستي رواني مطالعات و تحقيقات متعددي انجام داده اند. وي خاطرنشان كرد كه ابعاد نظري سلامت روانشناختي مثبت شامل: استقلال، تسلط محيطي، رشد فردي، ارتباط مثبت با ديگران، هدفمندي در زندگي و پذيرش خود مي باشد. در حال حاضر الگوي مزبور به طور وسيعي در سراسر دنيا مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است (ريف[۱۸] و كييز[۱۹]، ۲۰۰۲). يكي ديگر از متغيرهايي كه احتمالا تحت تاثير افسردگي و اضطراب دانشجويان قرار مي گيرد، بهزيستي رواني مي باشد. بهزيستي رواني يعني تلاش براي كمال در جهت تحقق توانايي ‌هاي بالقوه واقعي فرد است. در اين ديدگاه بهزيستي به معناي تلاش براي استعلاء و ارتقاء است كه در تحقق استعدادها و توانايي ‌هاي فرد متجلي مي‌شود (ريف، ۱۹۹۵). در تحقيقات مختلف نشان داده شده ‌است كه دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي رضايت از زندگي پايين و بهزيستي رواني پاييني برخوردارند (فرهنگ، ۱۳۹۰). لاووي[۲۰]، بيان مي كند كه احتمالا ناتواني در مهارت هاي اجتماعي و بهزيستي اجتماعي، مهم ترين مشكل اين گروه از افراد است چون اين ناتواني بر عملكرد حوزه هاي مختلف زندگي آن ها اثر مي گذارد (لاوي، ۲۰۰۵).
يكي از عوامل روانشناختي كه افسردگي و اضطراب بر آن تاثير مي گذارد ارزيابي افراد در موقعيت هاي مختلف زندگي از جمله موقعيت هاي استرس زا است كه به سيستم شناختي فرد و تناسب آن به رفتارهاي منطقي بستگي دارد. بنابراين بسياري از مشكلات افراد را مي توان تحت تاثير باورهاي غيرمنطقي انسان ها دانست. باورهاي غيرمنطقي تاثير بسياري در سبب شناسي اختلالات از جمله افسردگي دارند. ساپ[۲۱] (۲۰۰۰) در يك بررسي رابطه بين باورهاي غيرمنطقي و شكست تحصيلي را ثابت كرد و نيز به اين نتيجه رسيد كه بين طبقه تحصيلي و ميزان استفاده از باورهاي غيرمنطقي تفاوت وجود دارد. افرادي كه تحصيلات بالاتر دارند باورهاي منطقي تر در نتيجه مقاومت بيشتري در برابر مسائل اضطراب زا دارند. باورهاي غيرمنطقي به شكل ضروريات زندگي تظاهر مي كنند بنابراين در روند طبيعي زندگي اختلال ايجاد مي كنند و فرد را مقيد مي كنند تا به اجبار بر اساس آن عمل كرده كه در نتيجه بر كاركردهاي اجتماعي و تحصيلات تاثير مي گذارند. برخي روانشناسان بر اين اعتقادند كه باورهاي غيرمنطقي موجب افزايش وقوع اختلالات نوروتيك و پسيكوتيك شده و اين موضوع به تدريج سبب ناتواني در رويارويي با مسائل زندگي مي شود. سبك اجتنابي، موجب تشديد احساس ناتواني و ناكارآمدي شده و به آرامي فرد را مستعد استفاده از اين سبك جهت حل كليه مسائل زندگي مي كند (ساپ، ۲۰۰۰).
اليس اضطراب و اختلالات عاطفي را نتيجه افكار غيرمنطقي مي داند. به عقيده او افكار و عواطف كنش هاي متفاوتي نيستند (روزنهان و سليگمن ۱۳۸۲). وي معتقد است اگر فردي در زندگي تفكر منطقي را جايگزين باورهاي غلط خود بكند از بهزيستي رواني برخوردار است (پروچسكا، ۲۰۰۶). اليس معتقد است كه باورهاي غيرمنطقي كه انتظارها، ارزيابي ها و انتسابات تحريف شده را شكل مي دهند و موجب اختلال رواني مي شوند دو ويژگي دارند: اولا اين عقايد توقعات خشك و تعصب آميزي هستند كه معمولا با كلمات "بايد وحتما" بيان مي شوند، ثانيا فلسفه هاي خود آشفته ساز كه معمولا حاصل اين توقعات هستند انتساب هاي بسيار نامعقول و بيش از حد تعميم يافته ايجاد مي كنند. اليس به يازده عقيده غيرمنطقي اشاره مي كند كه برخي از آنها عبارتند از:
موفقيت ها و شكست ها و ويژگي هايي مانند هوش، ارزش ما را به عنوان انسان مشخص مي كنند. "ما بايد رضايت ديگران را جلب كنيم، دنيا بايد با ما عادلانه رفتار كند". از اين رو تا زماني كه تفكر غيرعقلاني ادامه دارد، اختلالات عاطفي نيز به قوت خود باقي خواهند بود (پاتريس[۲۲]، پاپن[۲۳]، به نقل از شفيع آبادي ۱۳۸۹).
يكي ديگر از عوامل روانشناختي كه افسردگي و اضطراب بر آن تاثير مي گذارد، عامل طرحواره هاي ناسازگار اوليه است. ساختارهاي شناختي، بنيان تفكر و رفتار افراد را سازمان مي‌ دهند و ساير عوامل مربوط به آنها احتمالا نقش واسطه اي بر عهده دارند (سويتزر[۲۴]، ۲۰۰۶). ژرف ترين ساختارهاي شناختي طرحواره ها هستند. يانگ آن دسته از طرحواره هايي را كه به رشد و شكل گيري مشكلات روانشناختي مي انجامند، طرحواره هاي ناسازگار اوليه مي نامد. اين طرحواره ها الگوهاي شناختي و هيجاني خود آسيب رساني هستند كه از جريان اوليه رشد آغاز شده و در طول زندگي تداوم مي يابند (يانگ، كلوسكو و ويشار، ترجمه حميد پور، ۱۳۹۳).
اين طرحواره ها مي تواند تحت تاثير عواملي چون رشد جسماني، تعاملات فرد با محيط اجتماعي، سوانح، آسيب و جراحات بدني و جراحي ها قرار گيرد و نگراني از تصوير ذهني بدن را در فرد ايجاد كند (رحيميان، ۱۳۸۷). به نظر مي رسد كه طرحواره هاي ناسازگار اوليه مي توانند زمينه ساز بروز علائم افسردگي و اضطراب در افراد شوند و تعديل و تغيير اين طرحواره ها مي تواند به درمان و حذف اين علائم كمك كند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه با تعديل اين طرحواره ها به كاهش علائم افسردگي و اضطراب دانشجويان كمك شايان ذكري مي گردد. به طور كلي با روشن شدن ماهيت طرحواره هاي ناسازگار اوليه اميد است بتوان در آينده گامهايي را براي اصلاح اين طرحواره هاي ناسازگار اوليه و در نهايت كاهش علائم افسردگي و اضطراب به طور سريع تر و كارآمد تر برداشت. نتايج تحقيقات مختلف نشان داده اند كه طرحواره هاي ناسازگار اوليه گوناگون، آسيب پذيري خاصي را براي انواع آشفتگي هاي روانشناختي ايجاد مي كنند. مثلا ‌طرحواره كمال گرايي با نشانه هايي مانند اضطراب و افسردگي ارتباط دارد ( شهامت، ثابتي و رضواني، ۱۳۸۹). بر اساس نظر يانگ (يانگ و همكاران،۲۰۰۶) آسيب هاي رواني از نظر شكل گيري و ثابت ماندن طرحواره هاي غير انطباقي اوليه ناشي مي شوند و در اين ميان طرحواره هايي كه با وابستگي و نقص مرتبط هستند، بيشتر در ميان افراد افسرده وجود دارد. نتايج تحقيقات نشان داده است كه طرحواره ي حوزه بريدگي و طرد مهمترين پيش بيني كننده نشانه هاي افسردگي در بيماران افسرده مي باشد (ديده روشني، ۱۳۸۹).
در مجموع با توجه به اينكه در تحقيقات متعددي نشان داده شده است كه دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي از بهزيستي رواني پايين، باورهاي غيرمنطقي و طرحواره هاي ناسازگارانه برخوردارند (ديده روشني، ۱۳۸۹) و اين باورهاي غيرمنطقي و طرحواره هاي ناسازگار اوليه مي توانند زمينه ساز بروز اختلالات رواني شوند (سلماني،۱۳۸۸). از طرفي ديگر چون پژوهش هاي مختلف نشان داده اند كه باورهاي غيرمنطقي و طرحواره هاي ناسازگار اوليه با نشانه هاي مرضي و اختلالات روانپزشكي همچون افسردگي ارتباط دارند، بنابراين شناخت و تغيير باورهاي غيرمنطقي و طرحواره هاي ناسازگار اوليه مي تواند گامي در جهت كاهش مشكلات بيماران افسرده و در نهايت كاهش اضطراب بيماران مبتلا باشد. در ايران مطالعات متعددي درباره شيوع افسردگي با استفاده از آزمون بك صورت گرفته است. اين تحقيقات شيوع افسردگي و ارتباط آن با عوامل گوناگون را مورد بررسي قرار داده اند، اما تاكنون هيچ تحقيقي به مقايسه باورهاي غيرمنطقي، طرحواره هاي ناسازگار اوليه و بهزيستي رواني دانشجويان داراي علائم افسردگي و دانشجويان با علائم اضطرابي نپرداخته است (سلماني، ۱۳۸۸).

تعداد صفحه :۱۲۰
قيمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لينك دانلود فايل در اختيار شما قرار مي گيرد

و در ضمن فايل خريداري شده به ايميل شما ارسال مي شود.

پشتيباني سايت  serderehi@gmail.com

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ آبان ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۰۶:۴۷ ] [ admin ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
برترین مطالب
مطالب تصادفی
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
امکانات وب